در مهندسی ژئوتکنیک، اصل GIGO خود را به شکلی مرگبار و با تبعات مالی عظیم نشان میدهد. گزارش مکانیک خاک، حکم همان «داده ورودی» را برای مدل طراحی سازه و برنامهریزی اجرا دارد. اگر این گزارش بر پایه تعداد ناکافی گمانه، عمق ناکافی حفاری، یا آزمایشهای صحرایی نادقیق تهیه شده باشد، تمامی محاسبات بعدی—از طراحی پی و سازه نگهبان گرفته تا انتخاب ماشین حفار تونل—بر پایه توهم مهندسی بنا خواهد شد. مشکل اساسی در مهندسی عمران این است که برخلاف سازههای فولادی یا بتنی که مصالح آنها در کارخانه و تحت کنترل کیفیت تولید میشوند، زمین یک مصالح طبیعی، ناهمگن، ناهمسانگرد و دارای حافظه زمینشناسی است. ما نمیتوانیم کل زمین زیر پروژه را ببینیم؛ تنها میتوانیم از طریق نمونهگیری نقطهای تصویری تقریبی از آن بسازیم. و همین تصویر تقریبی است که مبنای «اعداد دقیق» قرارداد میشود. اینجاست که بذر اختلاف کاشته میشود. (فصل ۱)