در یک پروژه بزرگ مترو در شمال غرب ایران، مشاور بر اساس گمانههایی با فواصل زیاد، زمین مسیر را «مارن سخت و ماسهسنگ سیلتدار با سطح آب پایین» معرفی کرده بود. در یک مقطع، دستگاه حفار ناگهان با افت فشار شدید و هجوم «ماسه روان اشباع» مواجه و کاملاً متوقف شد. بررسیهای بعدی آشکار کرد که این ماسه، یک «عدسی مدفون» از یک مسیل قدیمی بوده که در هیچیک از گمانههای اولیه شناسایی نشده بود. تبعات این حادثه فاجعهبار بود: چندین ماه توقف کامل دستگاه، حفاری اضطراری یک شفت دسترسی از وسط خیابان اصلی، تزریق صدها تن سیمان، و نهایتاً ادعایی به مبلغ چند صد میلیارد تومان. تحلیل ریشهای نشان داد که صرفهجویی در هزینه چند حلقه گمانه تکمیلی، منجر به ضرری چند صد برابری و تأخیری چند ساله در بهرهبرداری شده است. این مصداق بارز «شرایط فیزیکی پیشبینیناپذیر» (DSC) است؛ شرایطی که یک پیمانکار خبره نیز با اتکا به گزارش کارفرما نمیتوانست آن را پیشبینی کند. (فصل ۱)