این کتاب را با یک جمله به پایان میبرم: مهندسی ژئوتکنیک، هنر ساختن بر روی زمین است؛ اما اخلاق ژئوتکنیک، هنر ساختن با وجدان بیدار، قلم صادق و قرارداد عادلانه است. هدف نهایی، نه فقط یک سازه پایدار، که یک جامعه عادلانهتر و توسعهای پایدارتر است. این کتاب، عصاره سی سال تجربه است. سی سال جنگیدن با زمین، تا فهمیدم باید با آن رقصید. سی سال جنگیدن با کارفرما، تا فهمیدم باید با او شفاف حرف زد. سی سال جنگیدن در دادگاه، تا فهمیدم باید در کارگاه نوشت. آن را بخوانید، به آن عمل کنید، و از اشتباهات ما درس بگیرید. قلم را بردارید و بنویسید. امروز، نه فردا. فردا دیر است. (فصل ۱۴)