بزرگ‌ترین چالش در دعاوی DSC، تفسیر عبارت «پیمانکار باتجربه» است. در رویه قضایی ایران، این مفهوم به شکلی خطرناک به «شناخت زمین‌شناسی» تعمیم داده می‌شود و استدلال می‌شود که «چون شما ۲۰ سال است در ایران تونل می‌زنید، باید می‌دانستید که اینجا گسل وجود دارد!» این در حالی است که طبق استاندارد فیدیک، «تجربه پیمانکار» به «روش اجرا» محدود می‌شود. پیمانکار باید بداند چگونه از ریزش جلوگیری کند، نه اینکه کجا ریزش رخ می‌دهد. پیمانکار موظف به غیب‌گویی نیست. وظیفه او اجرای کار بر اساس اسناد است. اگر اسناد معیوب باشند، این کارفرماست که باید هزینه نادانی خود از زیر زمینش را بپردازد. برای خنثی‌سازی این استدلال، پیمانکار باید از «دکترین سه‌گانه دفاعی» استفاده کند: استدلال فنی (استاندارد ASTM)، استدلال حقوقی (دکترین Spearin)، و استدلال عملی (محدودیت‌های مناقصه). (فصل ۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *