در مدل سنتی و متأسفانه رایج در بسیاری از پروژه‌ها، رابطه سه رکن پروژه بر پایه «سوءظن» و «پنهان‌کاری» بنا شده است. کارفرما داده‌های ژئوتکنیک را ناقص و مبهم ارائه می‌دهد. پیمانکار سعی می‌کند داده‌ها را به نفع خود تفسیر کند. مشاور بین این دو گرفتار است. نتیجه این «جنگ داده‌ها»، اتلاف انرژی، افزایش تصاعدی دعاوی، و هدررفت سرمایه ملی است. این کتاب، یک پارادایم جدید را ترویج می‌کند: «هم‌افزایی فنی» یا «صلح اطلاعات». در این مدل، هر سه رکن پروژه می‌پذیرند که با یک «دشمن مشترک» به نام «عدم قطعیت‌های زمین» روبرو هستند. به جای جنگیدن با یکدیگر، اطلاعات را شفاف و کامل به اشتراک می‌گذارند. GBR، DAYG، DAB و گزارش‌های طلایی، همگی ابزارهای این پارادایم جدید هستند؛ پارادایمی که در آن، «اعتماد» جایگزین «سوءظن» می‌شود و «همکاری» جای «تقابل» را می‌گیرد. این، تنها راه نجات پروژه‌های بزرگ ایران است. (فصل ۱۴)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *