در پروژههای تونل، بزرگترین اشتباه یک مهندس این است که سنگ را یک ماده پیوسته فرض کند. توده سنگ، یکپارچه نیست. این توده، توسط هزاران شکستگی، درزه، و گسل خرد شده و مقاومت واقعی آن میتواند تا ۹۰٪ از مقاومت یک نمونه سالم آزمایشگاهی کمتر باشد. نادیده گرفتن این واقعیت، به منزله طراحی یک پل بر اساس مقاومت یک تار موی فولاد است. درزهها، رگهای کوهستانند و سرنوشت یک تونل را نه مقاومت سنگ سالم، که رفتار همین شکستگیها تعیین میکند. آنها مسیر آب را هدایت میکنند، گوههای ریزشی را شکل میدهند و میتوانند مقاومت توده سنگ را تا ۹۰٪ کاهش دهند. یک درزه پرشده با رس نرم و مرطوب، از بزرگترین خائنان به مهندس تونل است؛ اصطکاکش近乎 صفر است و میتواند بلوکهای عظیم سنگ را به راحتی سر دهد. (فصل ۲)