زمستان سال ۱۳۸۵ بود. در یک کارگاه تونل‌سازی در دل رشته‌کوه‌های البرز، TBM به یکباره ایستاد. زمین، همان زمینی که در گزارش مکانیک خاک «سنگ آهک سالم» توصیف شده بود، حالا به توده‌ای از گل و لای روان تبدیل شده بود. یک زون گسلی خردشده به طول ۳۵۰ متر، سال‌ها خفته بود و هیچ‌کس از وجودش خبر نداشت. پروژه شش ماه متوقف شد و پیمانکار ورشکست. همان سال، در آن سوی دنیا، TBM دیگری نیز با یک زون گسلی غیرمنتظره برخورد کرد. اما در آنجا، کارفرما و پیمانکار یک GBR امضا کرده بودند. یک محاسبه ساده ریاضی انجام شد: طول واقعی منهای طول پیش‌بینی‌شده مساوی هزینه قابل پرداخت. و کارفرما چک را امضا کرد. تفاوت در سنگ نبود. تفاوت در TBM نبود. تفاوت در «قرارداد» بود. در «کلماتی» که پیش از شروع کار، روی کاغذ نشسته بودند. (فصل ۱)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *