قلم مهندس، شمشیر اوست و دفترچه گزارش روزانه، سنگر او. TBM سنگ را می‌شکافد، اما قلم مهندس است که حقیقت را آشکار می‌کند. سنگ، موقتی است. حقیقت، جاودانه. مهندسی که در کارگاه قهرمان است اما در دادگاه قربانی، فراموش کرده که قلمش را همراه داشته باشد. هر شب که قلم در دست می‌گیری تا گزارش روزانه را بنویسی، تصور کن که در برابر داوری نشسته‌ای که زمین را ندیده، باران را حس نکرده، و صدای مهیب ریزش گود را نشنیده است. تنها چیزی که او را قانع می‌کند، تصویری است که تو با کلمات، اعداد و عکس‌هایت در ذهن او می‌سازی. پس این تصویر را امروز بساز، نه ۵ سال بعد در جلسه داوری. (فصل ۸)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *