نقشههای زمینشناسی، تصویری از آنچه بر سطح زمین پیداست ارائه میدهند. اما در دشتهای پوشیده از آبرفتهای جوان، گسلهای اصلی در اعماق مدفونند و هیچ نشانی بر سطح ندارند. این «گسلهای پنهان»، قاتلانی خاموشند. یک مشاور، با نگاه به نقشه و ندیدن خط گسل، با اطمینان خاطر گزارش میدهد که «خطر گسلش وجود ندارد». این اطمینان کاذب، مبنای طراحی بدون تمهیدات خاص میشود. اما در زلزله، این گسل پنهان فعال شده، پوسته زمین را میدرد و هر سازهای را که بر سر راهش باشد، بدون هیچ رحمی دو نیم میکند. تخریب ناشی از «گسلش سطحی»، هیچ شباهتی به تخریب ناشی از «لرزش» ندارد؛ گسلش، یک زخم برشی متمرکز و مطلقاً ویرانگر است. تنها راه محافظت، دوری جستن از مسیر گسل است. اما مشکل اینجاست که مسیر را نمیدانیم. (فصل ۲)